نوشتاری از دکتر منوچهر نور محمدی
دندان درد: بلای زندگی کودک تاپیرمرد وپیرزن بود. به عنوان بهداشت دهان ودندان ـ رعایت نکردن بعضی کارهاواستفاده ازدندان برای شکستن وبازکردن چیزهاوگره ها نخوردن غذای مقوی و ... علت دندان دردهای سخت می گردید. که تنها برای درمان ازتریاک، دود تریاک وسیگارومیخک به عنوان مسکن استفاده می شد وسرانجام سروکارشان به دلاک و سلمانی ده یاهرشخصی بی تجربه وعادی می افتاد که به وسیله یک انبردست میخ کش، در حالی که دست وپای شخص رامی گرفتند. دندان رابا رنج ودرد بیرون می کشیدند وچه بسا در این حین مشکلات سختی برای بیمار ایجاد می گردید.
آن سال هاتریاک کاری رایج بود وکشاورزان تریاک بسیاری به دست می آوردند ومالکین و زارعین هرکس چنددیگ یا پاتیل تریاک ازکشاورزی یا مالکیت خود به دست می آورد که بسیاری از این تریاک ها را روی تخته ها می ریختند وپس ازمدتها مالش دادن آن آب آنرا می گرفتند وبرای مصرف به صورت لوله های 10سانتیمتری درمی آوردند و بقیه را با همان دیگ ها ویاپاتیلها به شهرهای خرم آباد وبروجرد وغیره می بردندومی فروختند.
زایمان، رنج بزرگی که طبیعت بردوش طبقه زن قرارداده بود.
زنان که به علت کمبود ویتامین و موادغذایی درحالت ضعف و خونریزی زایمان می کردند. لحظه به لحظه غش می کردند وازهوش می رفتند. می گفتند(یال) و(آل) دارد ومردی که معروف بودکه(یال گیر) است بالای سراومی ایستاد وبا ترکه به نوک انگشتان زن می زد تابه خواب نرود. سرانجام پس ازرنج ودرد بسیار، آن بیچاره می مرد(برسرزائو می رفت) یا فارغ می شد.
ازده ها کودک که به دنیا می آمد چند نفربیشتر زنده نمی ماندند و اگربه سن جوانی و پیری می رسیدند که خودسعادتی بود.
بیماری نفس تنگی(آسم): درمیان مردم شایع بود و تقریباً درمانی هم برای آن وجود نداشت. که به نظراینجانب نتیجه زندگی سخت مردم بود. خانه های سیاه وتاریک و دود زده، طویله هایی که درب آن درمنزل مسکونی بازمی شد و محل عبور حیوانات بود. نبودن بهداشت و غذای کافی ....... اینها می توانست علت این بیماری باشد.
بیماری برنشیت مزمن :(سینه درد) ازبیماری های شایع مردم مخصوصاً درمناطق سردسیری الشتر ونورآباد وچغلوندی بودکه زمستان سخت وسردداشتند ودرآن مناطق بیداد می کرد و تنها داروی آن داروهای گیاهی ودم کرده بود.
بیماری سل: شیراز..... ؟؟؟؟ بیماری های خانمانسوزی بودکه گاه اعضای خانواده وحتی اعضای روستا راکه باهمدیگر روابط تنگاتنگ وهمنشینی داشتند مبتلا می کرد وعلت آن عدم رعایت بهداشت فردی واجتماعی ـ تاریکی خانه ها، کمبود موادغذایی، ناسالم بودن شیر دام ها می توانست باشد. آنرابیماری (آزارباریک....؟؟؟) می گفتند. بیماری آزاردهنده ولاغر کننده که علامت آن صرفه های خشک و سخت و ... بود.
بیماری گواتر: در آن روزگاران به نام(خنازیه)یا (غم باد) یا (مرض غصه) یا (مرض اراضی) معروف بود که دوطرف گلو باد می کرد وگاه غده های بزرگی دردوطرف گردن ازناحیه جلوایجاد می کرد.
بیماری روده : «عموماً آنرا به نام آبگرفتگی روده تلقی می کردند وشخص بیمار دراز می کشید و زن یا مرد به اصطلاح حکیم. روده های او را ازطرف بالابه پایین باکف دست فشار می داد. گاه خمیر ونمک روی شکم می بستند و امروزه می دانیم که اگر(آپاندیس) کسی درد بگیرد، شکم او را نباید فشار دادکه دراین صورت ممکن است ترکیده وباعث مرگ شود که درآن زمان ها ـ شکم رابسیار فشارمی دادند.
جراحی و شکسته بندی: تنها بیماری که نسبتاً وگاهی به طورمناسب درمان می شد. همان شکستگی استخوان های پا ودست بود که شکسته بندهای محلی به خوبی آنرا می بستند و بهبود می یافت. که من ده ها مورد آن را دیده ام.
بیماری قندخون: (دیابت) را مردم آن زمان نمی شناختند وگاهی باسوادهاکه کتاب های ابوعلی سینا را دیده یا شنیده بودند ازبیماری قانقاریا، صحبت می کردند. چون این بیماری باعث خونریزی های داخلی می شود وبیمارگاهی خون استفراغ می کرد یادفع می کرد که آن را نسبت می دادند به این که فلانی راچیز خورکرده اند.
این بیماری سبب کوری می شد و ریشه نژادی وژنتیکی دارد و امروز می فهمیم افراد فلان خانواده که پس از مراحل بیماری کور می شدند به همین دلیل بود.
بیماری شب کوری: رایج بین مردم روستا ها بود. علت اصلی آن فقط نخوردن گوشت قرمز وفقرغذایی بود که شخص درست باتاریک شدن هوا کورمی شد. ودیگر جایی را نمی دید. تمام بیماری هایی که امروز وجود دارد و شناخته شده است درآن زمان نیزوجودداشت که به علت نبودن پیشگیری و درمان مردم فوت می کردند. به همین دلیل جمعیت کشوربسیار اندک بودیازده میلیون نفرجمعیت برای کشوری با این عرض و طول.
ختنه: معمولاً عمل ختنه راکه سنت اسلامی است. لوطی ها (مطرب ها) یا روساها درروستا انجام می دادند ودرمراکز بخش سلمانی ها (آرایشگران) این کاررا انجام می دادند. کودکان را جمع می کردند. درفضای باز یکی یکی روی (سیرکو) می گذاشتند یا اگربود (صندلی) دست و پای کودک را محکم می گرفتند که حرکت نکند. با وسایل ابتدایی تیغ دلاکی و عدم رعایت بهداشت. بدون دقت وباسرعت او را ختنه می کردند. چه بسا مشکلاتی که به علت بی دقتی دلاکان صورت می گرفت وماه ها کودک را گرفتارخونریزی می کرد.
درآن دوران تنها داروی ضدعفونی کننده (تنطورید) یامرکورکروم بود که وسایل ختنه کردن و محل ختنه شده را باآن ضدعفونی می کردند.
بعضی افراد که دردوران کودکی موفق به ختنه شدن نشده بودند. درسنین بیست تا سی سالگی گاهی بیشتر مجبوربودند که ختنه کنند.که کارآنان بسیارسخت و سنگین بود.